تبلیغات
یه یادگاری از دوران... - میگذرد زندگی

یه یادگاری از دوران...

یكی بود... هنوز هست...

بعد از یک ماه مبارک رمضان، امشب خوابم نمیاد!
نمیاد که بیاد...
البته خب منم شرایط برایش فراهم نکردم که بخواد بیاد...
ساعت 3 نصفه شبه
بلادرنگ یاد خاطرات شیرین لیسانس میوفتم نصف شب ها با نرگس...
فامیل دور...
خیلی دور...
خیلی دیر...
خیلی وقته ندیدمش!!!!
ان شاءلله هفته دیگه...
اسماء ( لپتاپ عزیزم) مدت هاست که در فراق بنده به سر میبره، و بنده نیز...
همچنین در فراغ درس و دانشگاه سعی می کنم باشم ولی در خواب مرا رها نمیکنند ...
فعلا مشغول به کارهای شریف و لذت بخش هنری هستیم در راستای امر خیر!
منتظر چاپ شدن کارت ها و دعوت رسمی از دوستان!!!!
البته ان شاءلله
امیدوارم زندگی ام منظم بشه و نمیدونم چرا این امید رو دارم
نمیدونم چرا!!!!
امید به خدا
کاش کارها و رفتار هامون مورد پسند خدا و ائمه اطهار واقع بشه

الهی آمین

نوشته شده در یکشنبه 28 تیر 1394 ساعت 01:59 ق.ظ توسط زهرا نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin