تبلیغات
یه یادگاری از دوران... - سه حالت!!!

یه یادگاری از دوران...

یكی بود... هنوز هست...

در راستای جواب نیلوفر در پست قبلی


توی عقد یکی از دوستای همسر،
یه بنده خدایی(خطاب به بنده) میگفت:
شما یا مهمون دارین،
یا مهمونی میخواین برین،
یا از مهمونی اومدین! 
از این سه حالت بیرون نیست!!!


بعد دیگران یه جورایی رفتار میکنن، آدم کلا نا امید میشه...
خب میدونی که من شرایط درس خوندن ندارم، چرا هعی می پرسی ازم که یادم بیاد شرایط درسی ام بده!!!؟؟؟

اصلا بی خیال
میخواستم فقط علت اینکه کمتر به وبلاگ سر میزنم رو بگم
البته خب کمتر شدن نظرات دوستان و کم شدن تعداد پست های وبلاگ، یه حلقه ی فیدبک مثبت (منفی!) در راستای خلوت و خلوت تر شدن وبلاگ تشکیل داده
باید یه کاری کرد
وگرنه می ترسم این ویروس فیدبک مثبت(!) به جون روابط دوستی مون (که یه پاره استخون ازش مونده) بیافته، و مثل بعضی روابط که زورکی به یه آب باریکه بنده (و یا همون هم قطع شده) به خشکی بگراید!!!

کمک کنید دوستان و راهنمایی بدین :)
کاش توی مهمونی فردا عصر منزل فامیل شوهرا، نرگس هم بیاد!!!!!!
(نزدیک به یک ساله که ندیدمش!!!!!!!!!!!!!!)

نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 ساعت 02:49 ق.ظ توسط زهرا نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin