تبلیغات
یه یادگاری از دوران... - كمی نزدیك تر... حكایت تولد من...

یه یادگاری از دوران...

یكی بود... هنوز هست...

مرگ

زنبورها که نیشش زدند

مُرد

زنبورها که نیشش زدند

مُردند

**

پرسیدم:

او که گناهی نداشت

جز آن که ناخواسته

به خانه ی آن ها قدم گذاشت.

پرسیدم:

آن ها که گناهی نداشتند

جز آن که بیگانه ای

ناخوانده به خانه شان قدم گذاشت.

مرگ پاسخی نداد.

فقط

برای آن که صدایم را بهتر بشنود

یک قدم به من نزدیک تر شد.


شاعر: امیر حسین مجیری

http://anbarafshan.blogfa.com/8904.aspx



نوشته شده در سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 02:07 ق.ظ توسط زهرا نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin