تبلیغات
یه یادگاری از دوران... - خاطره

یه یادگاری از دوران...

یكی بود... هنوز هست...

الان ساعت یك و بیست دقیقه بامداد!!!
من فردا امتحان دارم... الان چهار شنبه شد دیگه! نه؟
بیش از چهار ساعته كه سر كامپیوترم و دارم چت میكنم... اومده بودم كه مدار مخ بخونم... اما دریغ از خوندن حتی 1 خط!
عوضش با یه سایت آشنا شدم...
www.booki.ir
 رفتم عضو شدم و یه عالمه هم كتاب چیدم توی قفسه ام
اگه رفتید منو دوست بشین باهام
با اسم و فامیل خودمم به انگلیسی
یا هم اسماتون رو بگین كه من بیام باهاتون دوست بشم
خیلی سایت خوب و خوب و خوبیه...
كتاب هم داره كه دانلود كنیم
من هم كتاب هایی كه داشتم رو چیدم توی قفسه ام....
البته به جز اون دو جلدی كه از نمایشگاه تهران خریدم

برید ببینید... خوب سایتیه...
به من كه خیلی حس خوبی داد

الان دیگه باید زودی برم چون به نرگس قول داده ام زود بریم
شب خوش...
نه خوب شما كه شب نمیخونین
وقت خوش

نوشته شده در چهارشنبه 20 دی 1391 ساعت 01:19 ق.ظ توسط زهرا نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin